السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

175

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

ابن‌حجر عسقلانى در شرح حالش چنين گويد : « عبدالرّحمان‌بن عبدالرزّاق‌بن ابراهيم‌بن مكانس قبطى مصرى ، فخرالدّين ، در آخر ذيحجّه سال 745 متولّد شد . پدرش در ديوان‌ها نويسنده بود ، و در اين زمينه پرورش يافت و او داراى هوش بود ، پس مشتاق ادبيات شد و از قيراطى و غير او آموخت ، و هم‌نشين شيخ‌بدرالدّين بشتكى شد و آيين فرقه نباتيّه را به خوبى به نظم درآورد هر چند در عربى كم‌بود داشت ولى ذهنى قوى ، ذوقى نيكو ، تيزبينى در سخنان نغز و هوشى سرشار داشت . مقام داورى دولت و منصب‌هاى ديگرى را در قاهره يافت ، يك‌بار با برادرش صاحب كريم‌الدّين صدارت يافت ، سپس عهده‌دار وزارت شام شد و مدّتى در آن‌جا اقامت كرد و وارد حلب شد ، و با فاضلان شام در دو شهر مناظره كرد ، سپس از دمشق درخواست كرد كه به وزارتى در مصر منصوب شود . گفته مىشود كه در بازگشت با سمّ كشته شد ، پس مرده به خانه‌اش رسيد و آن رخداد در دوازدهم ذيحجه‌ى سال 794 بود در حالى كه هنوز پنجاه سال را به پايان نرسانيده بود . چندين بار با او ملاقات كردم و مقدارى شعر از او شنيدم . . . » « 1 » 74 - اثبات كمال‌الدّين دميرى متن گفته‌ى كمال‌الدّين محمّدبن‌موسى دميرى چنين است : « مناقب او عليه السلام بسيار است ، و اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بسنده است كه فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » « 2 » شرح حالش 1 - ابن‌قاضى شهبة گويد : « محمّدبن‌موسى بن‌عيسى دميرى مصرى كمال‌الدّين ، حدود سال هفت‌صد و پنجاه متولّد شد و از خياطّى ارتزاق مىكرد ، سپس خادم بهاءالدّين سبكى شد و از او و از شيخ جمال‌الدّين اسنوى آموخت و او را بسيار ستود و آموختن را به پايان برد و در فنون مهارت‌يافته ، شعر سرود و در « قبّةالزكية » نزديك « باب النصر » مدرّس حديث شد . بارها حج گزارد و در آن‌جا مجاور شد و در مسجد « الظّاهر » در « الحسينيه » براى مردم سخنرانى كرد ، او از

--> ( 1 ) . الدرر الكامنه 2 / 330 . ( 2 ) . حياة الحيوان از دميرى 1 / 55 .